مشخصات بدن عقرب,جفت گیری عقرب,تکثیر عقرب در اسارت 09198000513
کل بدن عقربها چشم نوری است
سرتاسر بدن عقرب ها از چشم پوشیده شده است و گاه تعداد آنها به ۱۲ می رسد، در این شرایط محققان احتمال می دهند موفق به کشف یک چشم دیگر بر روی بدن این جانداران شده اند.
به تازگی دریافته اند کل اسکلت بندی خارجی بدن عقرب ها عملکردی مانند یک گیرنده بزرگ نوری دارند، یک شبه چشم سرتاسری که می تواند پرتوهای ایجاد شده توسط ماه و ستاره ها را ردیابی کند.
این تنها یک نظریه است اما می تواند دلیل درخشش فوق العاده این جانداران را در زیر نور فرابنفش به خوبی توضیح دهد. اهمیتی ندارد که این جانداران در نور روز چه رنگی داشته باشند، نور فرابنفش رنگدانه های درون پوسته سخت بدن آنها را وادار به درخشش می کند.
این ویژگی «فلورسنس» نامیده می شود و هنوز هیچکس نمی داند که چرا عقرب ها چنین ویژگی دارند. توضیحات از قبیل جذب جفت و یا بازتاب نورهای دریافت شده در طول روز برای توجیه این پدیده ارائه شده اند. با این همه فسیلهای ۴۳۰ میلیون ساله از این جانداران نشان می دهد این ویژگی از گذشته های دور تا به امروز در میان این جانداران رواج داشته است.
«داگلاس گفین» محقق دانشگاه اکلاهاما طی مطالعه و نمونه برداری از گونه ای خاص از عقرب ها با نام Paruroctonus متوجه شد این جانداران حتی در تاریک ترین شرایط نیز می توانند در زیر جسمی پناه بگیرند. به گفته وی بسیار عجیب است که این جانداران چگونه می توانند یک برگ از علف را یافته و در زیر آن بایستند. وی اولین دانشمندی نیست که گمان می برد توانایی فلورسنس این جانداران در دید در شب آنها نقش دارد.
محقق دیگری با از بین بردن توانایی فلورسنس در عقرب ها و پوشاندن چشمهای آنها نشان داد که این جانداران توانایی یافتن سرپناه را در محیطهای باز به کلی از دست می دهند. مطالعه ای دیگر نشان داد زمانی که نور سبز رنگ مشابه فلورسنسی که از آنها متساعد می شود به بخشی از بدن این جانداران تابانده می شود، اعصاب موجود در دم آنها فعال می شود.
گفین برای پیشبرد مطالعاتش رفتار بیش از ۱۰۰ عقرب را در زیر نور فرابنفش، نور سبز و طول موجهای بلندتری که چشم آنها قادر به دیدنشان نبود مورد مطالعه قرار دادند در حالی که بخشی از چشمهای عقرب ها را پوشانده بودند تا دریابند آیا پوسته خارجی بدن آنها توانایی دیدن را دارند یا نه.
نتایج نشان دادند عقرب هایی که چشم آنها پوشانده شده بود در زیر نور فرابنفش به همان اندازه بی دقت حرکت می کردند که عقرب های دیگر با چشم باز حرکت می کردند. از این رو محققان احتمال می دهند شاید عقرب ها نورهای فرابنفش پراکنده، مانند نور ستاره ها را جذب کرده و رنگدانه های بدن آنها این نور را به فلورسنس سبز تبدیل می کنند.
نور ستاره ها بسیار ضعیفتر از نور ماه هستند و به نظر نمی آید بتوانند منجر به درخشش رنگدانه های بدن عقرب ها شوند، اما گفین معتقد است بالا بودن تعداد رنگدانه ها می تواند حساسیت بدن عقرب ها را به اندازه اندامی مانند چشم بالا ببرد.
بر اساس گزارش لایو ساینس، برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر درباره این پدیده، گفین به همراه دیگر محققان قصد دارند بدن عقرب ها را از لایه ای ضد فرابنفش پوشش دهند تا تاثیر آن را بررسی کنند، البته این احتمال وجود دارد که این آزمایش طی چند روز عقرب ها را بکشد.
1. در برخي عقرب ها،ماننده هترومتروس،درسطحي از اين بندها که با بند مشابه در پاهاي اول ارتباط دارد،چند خارک سخت و خميده ديده مي شود.جانور با کشيدن اين خارک ها روي کوکساي پاهاي اول صدا ايجاد مي کند.
بندهاي دوم تا چهارم به ترتيب عبارت اند از:تروکانتر(16)پرفمور (17) و فمور(18).
دو بند آخر،يعني بندهاي پنجم و ششم، به گيره ي نسبتاً بزرگي تبديل شده است.يکي از اين بندها که متحرک است، انگشت متحرک يا پست ـ تارس (19)و بند ديگر انگشت ثابت يا تي بيا (20)ناميده مي شوند.انگشتان فقط حرکات عمودي دارند و مانند گيره هاي کليسر،دستگاه ترشح سم ندارند.درانتهاي هرانگشت يک دندان نوک تيز وجود دارد.انگشت ثابت با انتهاي حجيم خود به نام دست در مجموع تي بيو تارس (21)ناميده مي شود.برحسب تيره، دست ها شکل هاي متفاوتي دارند.به طورمثال، درتيره ي بوتيده، تخم مرغي شکل يا نيمه پهن و در تيره ي اسکرپيونيده، به صورت پهن ديده مي شوند.اندازه ي انگشت ها برحسب نرو ماده بودن عقرب متفاوت است. سطح داخلي هرانگشت با رديف هايي از دندانه پوشيده شده است.ممکن است در خارج يا داخل هررديف يک گرانول (22)فرعي نيز ديده شود.زير دندان انتهايي انگشت متحرک، گرانول هايي به صورت دسته هاي دو تايي،سه تايي، چهارتايي يا بيشتر ديده مي شوند.بندهاي انبرک ها تزئينات مختلف ديگر،از جمله تريکوبتري ها(23)يا تارهاي حساس دارند که به آنها اشاره خواهد شد.تريکوبتري ها که از نظرطبقه بندي اهميت بسياري دارند،در عقرب ها فقط روي انگشت ثابت،فمور و پرفمور انبرک ها ديده مي شوند.انبرک ها وسيله اي براي گرفتن و نگهداري طعمه هستند.تحرک زياد تروکانترامکان جابه جايي زيادي به اين عضو داده شده است.
3-پاها يا پاتزـ آمبولاتوآرز (24)پاها چهارجفت ازضمايم ديگرسرسينه هستند و در طرفين بدن قرار دارند.به طول پاها به تدريج از پاهاي قدامي به خلفي افزوده مي شود.
هرپاهشت بند دارد که به ترتيب عبارت اند از:کوکسا، تروکانتر، پرفمور، فمور، تي بيا، بازي تراس، تارس و پست ـ تارس.بند کوکسا درپاهاي دوم رشد زيادي داشته و دو تيغه ي بلند به نام ماگزيلرها از آن منشعب شده است.ماگزيلرها کف حفره ي دهاني را تشکيل داده اند.در کوکساي پاي اول نيزيک تيغه ي کوچک متصل ديده مي شود.کوکساي پاهاي سوم و چهارم به طور مورب قرار دارند و بلندتر و باريک تر از کوکساي پاهاي اول و دوم هستند.دربرخي عقرب ها، مانند بليزاريوس، اين دو کوکسا به وسيله ي کيتين چين خورده اي از يکديگر جدا شده اند.
تي بيا و بازي تارس اغلب به يک سيخک کم و بيش بلند مجهز هستند که در رده بندي اين جانوران استفاده مي شود.اين سيخک ها از پوشش کيتيني سفيدرنگي تشکيل شده اند که داخل آن پراز لنف است.تصور مي شود که سيخک ها به علت وجود انشعاب هاي عصبي،به حرارت حساس هستند و جانور را از تغيير درجه حرارت زمين مطلع مي سازند.
سيخک تي بيا منفرد است و معمولاً درقاعده ي تي بيا و درمحل اتصال با بازي تارس ديده مي شود.اين سيخک از بدو تولد وجود دارد.سيخک هاي بازي تارس دو تاهستند و درقاعده ي بازي تارس و درمحل اتصال با تارس قرار گرفته اند.اين سيخک ها درتمام پاها و در تمام سنين ديده مي شوند.در عقرب هاي زير تيره ي بوتيده سيخک هاي بازي تارس شاخه ي کوچکي به نام دندانه ي قاعده اي دارند. سيخک هاي بازي تارس خارک هايي دارند که تعداد آنها برحسب نوع عقرب متغير است.درانواعي از عقرب ها که درشن زار زندگي مي کنند،باز تارس پهن تر و لبه هاي تيزجانبي دارد.همچنين،خارک هاي بلند شانه مانندي دارد که بخش پشتي بازي تارس آنها را مي پوشاند و باعث سهولت حرکت جانورروي شن و خاک نرم مي شود.اين رديف خارک فقط روي بازي تارس پاهاي اول،دوم و سوم ديده مي شود.
سطح زيرين تارس که با زمين تماس دارد، سل تارسال (25)ناميده مي شود.بايد توجه داشت عقرب ها هنگام حرکت علاوه براين قسمت، روي سطح جانبي ـ داخلي تارس هم تکيه مي کنند.سل تارسال تزئيناتي از نوع خار يا خارک يا چيزي بين اين دو دارد.از سطح پشتي تارس زبانه اي به سمت جلو کشيده شده است.اين زبان را لانگت تارسال (26)مي نامند که در گذشته براي رده بندي عقرب ها مورد توجه بوده است.
پست ـ تارس قطعه کيتيني منفردي است که درانتهاي پا و بين دو پنجه قرار گرفته است و با تارس روي زمين تکيه دارد.تاندون هاي عضلات جلوآورنده و عقب کشنده ي پنجه ها به پست ـ تارس متصل است.پنجه ها به صورت دو ناخن ساده و کمي خميده و ظريف درطرفين پست ـ تارس قرار گرفته اند.
ميزان خميدگي و طول پنجه هادرعقرب ها متفاوت است.برخي جانورشناسان در رده بندي عقرب ها به اين تفاوت توجه کرده اند.عقرب ها در مرحله ي نوزادي و قبل از اولين پوست اندازي،به جاي پنجه، بادکش دارند.. ش1 عقرب ها :عقرب ها زنده زا هستند.با وجود اين، برخي محققان عقرب هايي که نوزاد آنها پوشش جنيني ندارند،زنده زا و آنهايي را که پوشش جنيني دارند، تخم زنده زا دانسته اند.عقرب باردار شکمي متورم دارد و در حالت پيشرفته تر بارداري، مي توان جنين ها را در ديواره ي جانب شکم، به ويژه در نيمه ي خلفي مزوزوما مشاهده کرد.مدت باروري بسته به نوع عقرب متفاوت و معمولاً بين 2 تا 4 ماه است.زمان خروج نوزادها نيزبراساس نوع رشد جنين از يک ساعت تا ده روز گزارش شده است.
عقرب ها معمولاً در فاصله ي نيمه ي تابستان تا نيمه ي پاييز زاد و ولد مي کنند.
ابتدا،عقرب باردار روي نيمه ي خلفي بدن و پاي جلو تکيه مي کند و دم خود را به طور مايل درسمت راست بدن قرار مي دهد.نيمه ي جلوي بدن حدود يک سانتي متر با يک زاويه ي حاده از روي زمين بلند است.انبرک ها با زمين تماس ندارند و انگشتان دست نيمه باز هستند.و پاي جلو از ناحيه ي تي بيا خم شده اند.دراين حالت، دو سرپوش تناسلي باز مي شوند و به طور عمود قرار مي گيرند.نوزاد بدون هيچ انقباض عضلاني قابل مشاهده اي خارج مي شود.دو پاي جلو که از تي بيا خم شده اند، مانند يک حايل نوزاد را در آغوش مي گيرند. نوزاد اسکرپيو از دم و ادنتوبوتوس از سرخارج مي شود.اين قاعده عموميت دارد يعني،نوزاد عقرب هاي تيره ي اسکرپيونيده از دم و نوزاد عقرب هاي تيره ي بوتيده از سر خارج مي شوند.اين تفاوت خروج به علت اختلاف در شکل رشد جنيني دو عقرب است.زمان خروج نوزاد متفاوت است و از چند دقيقه تا چند ساعت طول مي کشد.عقرب ها پس از زايمان در صورت دردسترس نبودن طعمه، اغلب از نوزاد خود تغذيه مي کنند.چگونگي قرارگيري نوازد در بغل مادربه شکلي است که سطح پشتي به طرف زمين و پاها و دست ها به مادر تکيه دارد و دم نوزاد به سمت دم مادر است. عکس اين حالت نيزديده شده است.نوزادها به تدريج خود را از سطح شکمي مادر به سطح پشتي او مي کشانند.گاهي نوزادها ابتدا روي زمين قرار مي گرفتند و سپس خود را به پشت مادر مي رساندند.اين عمل به کندي صورت مي گرفت و گاهي حدود يک ساعت طول مي کشيد.دراين فاصله نوزادها روي دست و پاي مادر بين 5 تا 15 دقيقه استراحت مي کردند. وضعيت قرارگيري نوزادها در سطح پشتي مادر ثابت نبود وبا حرکت تغيير جهت مي دادند.
نوزادهاي اسکرپيو 6 تا 10 عدد و بدون پوشش جنيني بودند.در حالي که نوزادهاي ادنتوبوتوس حداکثر 26 عدد بودند و همگي پوشش جنيني داشتند. هر نوزاد پس از پاره کردن پوشش جنيني خود را به سطح پشتي مادر مي کشاند. همان طور که اشاره شد،خروج نوزادها تک تک و برحسب تيره از جهت سر يا دم است.خروج دوتايي نيزديده شده است که يک نوزاد از دم و همزمان نوازد ديگر از سرخارج شده است.تعداد نوزادها برحسب نوع عقرب متفاوت و از 6 تا 90 عدد گزارش شده است.پوست اندازي و مراحل مختلف رشد نوزاد
نوزاد عقرب را لارو مي نامند.در مرحله ي اول رشد (لارو)جانور بدون دهان و مخرج باز است و از ذخيره ي زرده ي موجود در بدن تغذيه مي کند.پاها به جاي پنجه،بادکشي دارد که به وسيله ي آن نوزاد در پشت مادر قرار مي گيرد.مجراي سمي نيزروزنه ي خروج ندارد.
کارن ها وخارک ها کاملاً شکل نگرفته و پوشش رنگ اصلي را به خود نگرفته است.مرحله ي دوم رشد (پرونمف)،معمولاً پس از يک هفته و با اولين پوست اندازي نوزاد در پشت مادر شروع مي شود.
عقرب ها اگرچه مانند حشرات دگرديسي ندارند،اما برخي اصطلاحات مربوط به مراحل رشد حشرات درباره ي اين جانوران هم به کار مي برند.در اين مرحله از رشد،نوزاد شکل کامل تري به خود مي گيرد، اما هنوز نسبت به عقرب بالغ اختلاف هايي دارد.اين اختلاف ها در تمام پوست اندازي کم و بيش ديده مي شود و نسبت به نوع عقرب متفاوت است.مثلاً درآندرکتونوس ـ کراسيکودا با بالا رفتن سن نوزاد، به تعداد خارک هاي سيخک بازي تارس پاها اضافه مي شود.حفره هاي تريکوبرتي نيز در مراحل اوليه ي رشد در تمام عقرب ها بزرگ و به سهولت قابل رؤيت است.در مرحله ي پرونمف انواع عقرب هاي تيره ي بوتيده، به جاي چهارتريکوبتري در سطح داخلي فمور، سه تريکوبتري ديده مي شود که تعداد آن در پوست اندازي بعد کامل مي شود.
در مرحله ي سوم رشد (نمف)(27)که پس از دومين پوست اندازي است، عقرب شکل کامل تري به خود مي گيرد.درمرحله ي نمف،جانور در سال اول 4 تا 5 بار و در سال دوم 2 بار ديگر براي ادامه ي رشد پوست اندازي مي کند.احتمالاً تعويض پوست تحت تأثير نوعي هورمون داخلي است.
عقرب ها به طور کل،از دوران نوزادي تا رسيدن به سن بلوغ که حدود 3 سال طول مي کشد، 8 تا 10 بار پوست اندازي مي کنند.در مرحله ي بلوغ،عمل اين هورمون تحت تأثير هورمون مخالف متوقف مي شود.مرحله ي بلوغ درماده با رشد کامل و آمادگي جانور براي جفت گيري و در نربا پيدايش اندام پاراکسيال آغاز مي شود.ظهور و ويژگي هاي بلوغ درمرحله ي لاروي (نئوتني)درعقرب ها نادر است.
شرايط زيستي و عوامل بيماري زا
نوزادها پس از تولد و گذراندن مراحل ابتدايي رشد خود در پشت مادر، با فاصله ي کمي از يکديگر، به زندگي ادامه مي دهند.اين امر نشانه ي کم تحرکي آنهاست،نه به علت وجود غريزه ي اجتماعي.در دوران بلوغ نيز در نزديکي محل زندگي خود به شکار مي روند.
عقرب ها شب زي هستند.روزها را در مکان هاي امن، از قبيل شکاف ديوارها،زير سنگ ها، لاي خاشاک و پوست درختان و برگ ها، زير حصير و خرده چوب ها (نوع حفار در حفره)به سر مي برند و با تاريک شده هوا، از مکان امن خود براي شکارخارج مي شوند.در طبيعت، اکثراً به تنهايي زندگي مي کنند، با وجود اين،گاهي چند عقرب از يک نوع يا انواع مختلف در زير يک سنگ ديده شده است.عقرب ها علاوه بر دشت در مناطق کوهستاني هم ديده مي شوند.وجود آنها را تا ارتفاع 3000 متري از سطح دريا گزارش کرده اند.
تقسيم بندي عقرب ها از نظر شرايط زيست محيطي
الف)عقرب هاي مرطوب زي:اين عقرب ها در مکان هاي مرطوب مانند کناره ي رودخانه ها، جويبارها، مکان هاي جنگلي يا ارتفاعات پوشيده از برف زندگي مي کنند.
عقرب هاي غارزي نيز در اين گروه قرار دارند.گونه هايي از جنس مزبوتوس از تيره ي بوتيده ي ايراني درمناطق لار،گرگان،رودبار و کوههاي برغان از انواع ايراني اين گروه هستند.
ب)عقرب هاي خشک زي:اين عقرب ها ترجيح مي دهند در مناطق خشک کوهستاني وصحرايي زندگي کنند.تارس و بازي تارس عقرب هايي که دردشت زندگي مي کنند از دو طرف فشرده است.موهاي بلند و مرتب به شکل شانه دراين بندها حرکات جانور را روي خاک و شن آسان مي سازد.
برخي جنس هاي تيره ي بوتيده مانند آندرکتونوزس،آپيستوبوتوس و ادنتوبوتوس از نمونه ايراني اين گروه هستند.عقرب هاي حفار نيز در اين گروه قرار دارند.از نمونه هاي ايراني عقرب هاي حفار مي توان اسکرپيوـ موروس و ادنتوبوتوس ـ دوريه را نام برد.عمق حفره ي پناهگاه اين عقرب ها گاهي به 50 سانتي متر هم مي رسد.شکل حفره،دهانه ي آن و حتي جهت جغرافيايي دهانه ي آن درعقرب هاي حفار متفاوت است.مثلاً،دهانه ي حفره ي ادنتوبوتوس نيمه بيضي و با سقف قوسي است.اين حفره به طور مايل شروع مي شود و سپس جهت عمودي به خود مي گيرد و پس از مسافت کوتاه تقريباً به حالت افقي تا انتها ادامه مي يابد.شايد شکل بناي حفره به علت آب و هواي متغيرصحرايي باشد که روزها گرم و خشک و شبها سرد است و جانوربراساس نياز، طبقه ي بالاتر يا پايين تر را براي زندگي انتخاب مي کند.
عقرب هاي خشک زي بيشتر از تيره ي بوتيده هستند و خطر گزش آنها براي انسان از انوع مرطوب زي بيشتر است. همان طورکه اشاره شد،عقرب ها شب زي هستند ومعمولاً درفصل گرما فعاليت مي کنند.درفصل هاي سرد،فعاليت بدني آنها به حداقل مي رسد. در حال استراحت يا به تعبيري خواب،جانور روي پاهاي تاشده ي خود قرار مي گيرد و دم را به حالت خميده در کنارش مي گذارد.شانه به شکم چسبيده است و انبرک ها در جلو جمع شده و انگشت ها بسته هستند.و جانور بدون کوچک ترين حرکتي مدت ها به اين حالت مي ماند.درهنگام فعاليت، عقرب روي پاها مي ايستد،انبرک ها به جلو کشيده مي شود،انگشت ها باز است و دم به حالت کماني بالاي پشت جانور قرار مي گيرد.وقتي جانور درحال حرکت است،شانه به حالت عمود بر محور بدن نوسان دارد.
توانايي عقرب ها دربرابر تغييرات حرارت و رطوبت
آزمايش هاي انجام شده روي عقرب هاي ايراني نشان داده است که حتي انواع خشک زي اين جانوران نمي توانند حرارت بالاتر از 40 درجه را تحمل کنند. تواناي تحمل حرارت به درصد رطوبت محيط بستگي دارد.هرچه درصد رطوبت بالاتر باشد،تواناي جانور نسبت به تحمل حرارت کمتر مي شود.در اين آزمايش ها،زمان زنده ماندن جنس آندرکتونوس در رطوبت 31درصد و حرارت 47 درجه، حداکثر يک ساعت بود.در اين فاصله ي زماني نيمي از وزن جانور کاسته شد.درباره ي ساير عقرب ها نيز نتيجه هاي مشابهي به دست آمد.
سه عامل مرگ عقرب ها در اين آزمايش ها
1-از دست دادن سريع آب بدن،
2-انعقاد همولنف،
3-انسداد عروق و مجاري.
حالت آخر دراثر فشار مايعات دروني و استحکام پوشش کيتيني است.در واقع، افسانه ي خودکشي عقرب هايي که در آتش محصور هستند،به همين علت است.دردرجه حرارت پايين توانايي تحمل عقرب ها بيشتر است و مي توانند ساعت ها حرارت نزديک به صفررا تحمل کنند.
توانايي عقرب ها در برابر اثر پرتوها
تجربه هاي آزمايشگاهي به دست آمده دراثر تابش پرتوها روي عقرب ها، بيشتربا استفاده از پرتوهاي گاماي کبالت 60 و پرتوهاي ايکس بوده است. آزمايش هاي انجام شده نشان مي دهد که بي مهرگان در برابر اثر پرتوها از مهره داران مقاوم تر هستند.در بين بي مهرگان بندپايان و در بين بندپايان، عقرب ها از بقيه مقاوم تر هستند.قدرت مقاومت برحسب LD50 (28)و با واحد راد محاسبه مي شود.قدرت مقاومت با توجه به نوع عقرب متفاوت است و رقم هاي به دست آمده بين 40000 تا 90000 راد تغيير مي کند.جالب است که عقرب هاي تيره ي بوتيده به ويژه انواع خطرناک آنها در برابر اثر پرتوها مقاوم تر هستند.
برخي صاحب نظران علت اين امر را سروتونين موجود در سم عقرب هاي مي دانند که در برابر تشعشعات ماده ي مقاومي است.درباره ي مقاومت کلي عقرب ها در برابر اثر پرتوها نظريه هاي متفاوتي وجود دارد.مثلاً اثر پرتوهاي يونيزه با شدت تقسيم سلولي ارتباط مستقيم دارد.يعني،هرچه شکل ظاهري سلول ثابت تر و تغييرات دروني کمتر باشد، اثر پرتوهاي يونيزه روي اين نوع سلول کمتر است.درعقرب ها، تقسيم رشد سلولي (ميتوز)فقط در مرحله ي پوست اندازي انجام مي گيرد و در مراحل ديگر سلول وضع ثابتي دارد.به همين دليل، مقاومت عقرب ها در برابر اثر پرتوها را ناشي از اين مسئله مي دانند.برخي نيز معتقدند که هر چه هسته ي سلولي کوچک تر و در نتيجه مقدار DNA کمتر باشد،سلول در براب اثر پرتوها مقاوم تر است. شايد به علت کوچکي هسته ي سلولي است که عقرب ها چنين مقاومتي دارند.همچنين،وجود مقدار زياد اسيد آمينه ي تورين درهموسيانين عقرب ها که عامل محافظي در برابر تشعشعات است، دليل مقاوم بودن اين جانوران مي دانند.متأسفانه هنوز علت مقاومت طبيعي عقرب ها دربرابر عواملي مانند گرسنگي، تشنگي، سرما، بي اکسيژني و پرتوهاي يونيزه به درستي روشن نيست.
پي نوشت ها:
این ساکنین صحراهای خشک عقربهای واقعی و دارای نیشهای زهرآگین نیستند. اما به هر حال این جانوران دارای چنگالهای خارداری هستند که در واقع قسمتی از دهان آنها محسوب می شود. و آنها قادر هستند که ماده سمی خطر ناکی ازقسمت عقب بدنشان به طرف مهاجمین بپاشند. این جانور بیشتر در شب شکار می کند و پاهای بلند جلویی خود را برای پیدا کردن غذا بکار برد و بعد از یافتن غذا آن را بوسیله چنگالهایش می گیرد. در طول روز در زیر سنگها یا سوراخ زمین پنهان می گردد.
عقربهای مناطق کویری ایران به دو دسته تقسیم میشوند : عقرب های دم طلایی و عقرب های سیاه . خطرناک ترین نوع عقرب در ایران عقرب گاردیوم است که در منطقه خوزستان یافت می شود و سمی کشنده دارد . سم سایر عقربها کشنده نیست . عقرب هاي ايران بالاترين ميزان گزيدن را در دنيا به خود اختصاص دادهاند . طبق نتايج بررسيها، افرادي كه 6 ساعت پس از گزش به مراكز درماني مراجعه ميكنند 2 برابر كساني كه بين 6 تا 12 ساعت و 5 برابر كساني كه بيش از 12 ساعت به مركز درمان ميروند، شانس مرگ كمتري دارند .
عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگري مگس. ضعیفترین عقربها 40000 راد (واحد اندازه گیری تشعشعات تولیدکننده یون جذب شونده) را تحمل میکنند این عدد در مورد انسان کمتر از تنها 600 راد میباشد وبدین گونه از انفجار اتمی هم جان سالم بدر میبرند.
از حدود 200 گونه متفاوت عقرب که د رسراسر دنیا پراکنده می باشند فقط حدود 20 گونه آنها سمی هستند در بین آنها گونه Mesobuthus Tamulus ( که نوعی عقرب قرمز هندی است) کشنده ترین گونه می باشد. که میزان کشندگی آن در ایالتهای هند بین 40-30 درصد گزارش شده است.این جانور رنگهای مختلفی مثل زرد مایل به قهوه ای، قهوه ای، خاکستری و سیاه دارد و اندازه بین 18-5/1 سانتی متر دارد ولی بواسطه شکل بدنی خود که حالت تخت و صاف است،می تواند از شکافهائی به عرض 3 میلی متر نیز عبور کند و خود را وارد خانه سازند.
در محیط خارج از خانه در شکاف و درز بین سنگها، زیر پوست درخت، بین هیزمها و ... یافت شده و در محیط داخل خانه حمام، دستشوئی، آشپزخانه و محیطهای مرطوب یافت می شوند. این جانوران در طول روز در گوشه ای بی حرکت و پنهان بوده و در طی شب فعالیت خود را آغاز می کنند و بدنبال شکار خود می روند و سم خود را از طریق نیش که در انتهای دم آنها وجود دارد به شکار خود تزریق می کنند.
• سم عقرب و علائم آن :
زهر اکثر عقربهای سمی باعث نابودی گلبولهای قرمز خون می شود و در محل گزش نیز تغییر رنگ موضعی و تورم دردناک ایجاد می کند، گر چه بطور متناقص سم بعضی از انواع کشنده مثلCentruroids باعث علائم موضعی و تورم زیاد نمی شود ولی حتماً باید توسط پزشک معاینه شده و با تزریق سرم ضد عقرب درمان شود، کودکان و افراد سالمند نیز نسبت به سم عقرب آسیب پذیرتر بوده و نیازمند توجه بیشتری می باشند .
علاوه بر آسیب به گلوبولهای قرمز، زهر عقرب علائم عصبی نیز ایجاد می کند که شامل:
بی قراری، تشنج، راه رفتن نامتعادل، تکلم منقطع، آبریزش از دهان، حساسیت شدید پوست به لمس، انقباضات ماهیچه ای، درد شکم و کاهش کارکرد سیستم تنفسی است
گروه کاری آنتی دوت